• شنبه ۲۲ دی ماه، ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۲
  • دسته بندی : اقتصادی
  • کد خبر : 9710-89101-5
  • خبرنگار : 3
  • منبع خبر : خبرگزاری دانشجویان ایران - منطقه یزد

سفره‌هاي خالي پشت چراغ‌هاي قرمز!

هوا سرد و تاریک است و شیشه خودروها را بخار گرمي پوشانده است، پسركي جوان با یک بغل گل نرگس از خط نور چراغ خودروهای ایستاده پشت چراغ قرمز، عبور مي‌كند و بلند فریاد مي‌زند؛ «گل نرگس بخرید، شاخه‌اي 10 تومان ! »

ناگهان چراغ راهنمايي سبز مي‌شود و پسرك گل‌فروش در حالي كه دسته‌های گل نرگس را با يك دستش در بغل كشيده، به سویی از چهارراه مي‌گريزد تا در حركت سراسيمه‌ي حجم زیادی از خودروها، جانش را حفظ كند.

اندك زماني دست مي‌دهد تا قرمز شدن مجدد چراغ راهنمايي، در گوشه‌ای از چهارراه ايستاده و دست‌هایش را با هُرم نفس‌هایش گرم کند.

یک بغل گل نرگس، تمام سرمایه اين جوان ايراني است كه در زمان انتظار همه براي سبز شدن چراغ راهنمايي، بايد در ثانيه‌هاي رعدآساي چراغ قرمز، جان را بر كف دستش گذاشته و با فروش آنها كسب روزي كند.

بازار کارگری یزد در تصرف اتباع

این جوان گل‌فروش 28 ساله كه از استان چهارمحال و بختیاری برای کار کردن به یزد آمده است، می‌گوید كه به دلیل نداشتن مدرک تحصیلی لازم و بومی نبودن تاکنون جز کارگری ساختمان، شغل ديگري نيافته تا انجام دهد و اين روزها، همین کارگری نيز تبدیل به آرزویی ناممکن برایش شده است .

وي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا در اين رابطه تصريح مي‌كند: قبلاً کارگر ساختماني بودم و با درآمد روزانه حدود 50 هزار تومان، از ساعت 7 صبح تا 3 بعداز ظهر کار می‌کردم و زندگی بدی هم نداشتم ولي مدتی است که اتباع بیگانه راه را بر کار کردن كارگران ايراني بسته‌اند و ديگر کار به يك جوان ایرانی نمی‌رسد !

او كه از وضعیت بیکاری و تصرف مشاغل کارگری به دست اتباع بیگانه گلایه دارد، مي‌گويد: اكنون اكثر ميادين و محل‌هاي اجتماع كارگران ساختماني كه براي اربابان و متقاضیان نیروی کارگری با آنها آشنايي دارند،‌ کاملاً در قرق اتباع بيگانه قرار دارد به طوري كه اگر يك ايراني متقاضي كار در آنجا حضور يابد با وي برخورد‌هاي نامناسبي دارند و حتي هنگامي كه دعوا بالا مي‌گيرد و پاي پلیس به معركه باز مي‌شود، غالباً طرف اتباع گرفته مي‌شود.

خانوادگي گل‌فروشي مي‌كنيم

اين جوان گل‌فروش كه به گفته‌ي خودش این پیشه را براي دردسرهاي کمتر آن انتخاب كرده است، در مورد كار گل‌فروشی‌اش می‌گوید: گل‌ها را از شیراز به ترمینال يزد می‌فرستند و هر روز صبح با مراجعه به ترمینال، گل‌ها را تحويل می‌گیریم و پس از دسته‌‌بندی، می‌فروشیم .

او ادامه می‌دهد: کار هر روزمان همین است! یک تیم شده‌ایم و پول‌هایمان را روی هم می‌گذاریم و گل می‌خریم و سپس آنها را بر سر چهارراه‌ها می فروشیم .

وي كه در خانواده‌اي گل‌فروش متولد شده است، اظهار مي‌كند: خانواده‌ام ساکن شیراز و کشاورز هستند ولی آن‌ها هم در همان شهر حتی تا سنين 30 سالگی، گل‌فروشی می‌کنند .

اين جوان گل‌فروش چهارمحالي در مورد محل اقامتش در يزد هم عنوان مي‌كند: یک تیم متشکل از شش جوان هستیم و یک اتاق برای زندگی کرایه کرده‌ایم و اجاره‌اش را با پولی که هر روز به دست می‌آوریم، به صورت اشتراکی پرداخت مي‌کنیم .

دزد نیستیم، دردمان نداري است

اين جوان 28 ساله از نگاه اغلب مردم به گل‌فروش‌ها گلايه مي‌كند و مي‌گويد: از 7 صبح تا نیمه‌های شب آن هم در سوز سرمای زمستان گل می‌فروشیم اما بعضی وقت‌ها با رفتار غیرقابل تحملی از سوي مردم روبرو می‌شویم.

وي ادامه مي‌دهد: خیلی از رهگذران و سرنشینان خودروها فکر می‌کنند كه گل‌فروش‌ها افرادي بزهكار و دزد هستند به نحوي كه گاهاً حتي از ما می‌گریزند و عده‌ای هم هنگام نزديك شدن ما اقدام به قفل كردن در خودرو‌یشان مي‌كنند؛ آن‌ها نمی‌دانند ما گل‌فروش‌ها، دزد نیستیم و تنها دردمان نداری است .

به گفته‌ي وي، حداقل از گل‌فروشی روزانه 50 تا 70 هزار تومان درآمد کسب می‌کند و این گونه گذران زندگی می‌كند.

اين جوان گل‌فروش از آرزویش براي داشتن شغل مناسب می‌گوید و اضافه مي‌كند: از این گونه زندگی و کار کردن خسته شده‌ام و آرزوی پیدا کردن كاري مناسب دارم. ای کاش یکي حاضر مي‌شد كه به گل‌فروش‌ها شغلي بدهد.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: