• شنبه ۲۶ آبان ماه، ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۴
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 978-57105-5
  • خبرنگار : 3
  • منبع خبر : خبرگزاری دانشجویان ایران - منطقه یزد

در گفت‎وگوی تفصیلی ایسنا با جهانگرد باتجربه ایرانی؛

«زندگی به سبک جهانگردی»

بسیاری از ما سودای سفر و ماجراجویی ‎‎ های شگفت‏‏انگیز را در سر می ‎‎ پروانیم اما نمی‏‏توانیم موفق به اینکار شویم چرا که همواره سئولات متعدد و مبهمی در مورد آن داریم که غالباً نیز بی پاسخ می ماند غافل این که جهانگردی نوعی سبک زندگی است و مهمترین بخش آن یادگیری مهارت برای حداکثر بهرمندی از سفر با کمترین هزینه و امکانات است.

از کودکی عاشق جهانگردی بود، در حالی که تنها 23 سال داشت به دنبال یک اتفاق خانوادگی وارد این حوزه شد و امروز با 250 سفر به بیش از 65 کشور دنیا، از جهانگردان مطرح کشورمان محسوب می ‎‎ شود.

وی مواجه شدن با گروه تروریستی داعش، انسان‌های اولیه، حیات وحش برزیل و سونامی فیلیپین را از شگفت‏‏‌انگیزترین تجارب سفرهایش بیان می‏‏‌کند.

البته موقعیت‌های خوبی هم برای زندگی در کشورهای دیگر داشته است ولی خودش در این باره می‌گوید: «هیچ وقت حتی کسانی که کشور را هم ترک کرده‌اند نمی‌توانند از خاک وطن خود بگذرند چرا که وطن چیز دیگری است و هیچ کجای دنیا با بهترین امکانات و رفاه هم نمی‌تواند آرامش زندگی در وطن را به آدم بدهد.»

آموختن جهانگردی در بزرگترین دانشگاه دنیا

«عرفان فکری» متولد  28 فروردین سال 1358 در تهران با اشاره به این که جهانگردی نه تنها یک رشته بلکه بخشی از عمر وی محسوب می‌شود، در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا- منطقه یزد، اظهار می کند: 17 سال پیش در حالی که به طبیعت و طبیعتگردی علاقمند بودم، با پايان يافتن دوره تحصیلات عالي، عزم خود را برای قدم گذاشتن در مسیر جهانگردی به عنوان یک علاقه‌ي شخصی جزم کردم.

وی در مورد دوران کودکی‌اش می‌گوید: از كودكي علاقمند به جهانگردي بودم اما اتفاقات روزمره مرا به سمت رشته کامپیوتر که از علائقم نیز بود، کشاند و در جریان دوران تحصیلات آموزش عالي ازدواج کردم؛ ازدواجی كه هر چند ناموفق بود ولی تلنگری برای پیشرفتم شد.

این جهانگرد ادامه می‌دهد: هنگامي كه از همسرم جدا شدم، راهكاري براي جبران اين شكست پيدا نمي‌كردم چرا كه هر آنچه كه ساخته بودم، برايم ويران شده بود و همزمان نيز بايد نصيحت‌ها و پيشنهادات آزاردهنده دیگران را نيز تحمل كنم لذا مسير جهانگردی را در پیش گرفت.

وي می‏گوید: مقاومت در برابر حرف‌ها و نصیحت‏‌های ديگران پیرامون زندگی و شکست ‎‎ هایم، من را به اصل خودم بازگشت داد تا دوباره زندگی را از سر گیرم و اين گونه شد به جهانگردی روی آوردم و البته درسش را هم در بزرگترین دانشگاه دنیا يعني سفر آموختم.

این جهانگرد كشورمان، کلیدی‌ترین سوال زندگی‌اش را اين مي‌داند كه «از زندگی چه می‌خواهم؟» و در اين باره بیان می‌کند: کاش آدم‌ها این سوال را از خودشان بپرسند و بعد از یافتن پاسخ به آن، زندگی کنند چرا که  خیلی از آدم‌ها یسیاری کارها را انجام می‌دهند در حالي که هنوز به درک اقدام خود نرسیده‌اند و در واقع تنها از دیگران تقلید می‌کنند.

وی در مورد اولین سفر دوران زندگي‌اش می‌گوید: سفر رفتن را از پنج سالگی به همراه خانواده شروع کردم و از همان زمان آشپزی در محیط باز و استفاده از کمترین امکانات در حين سفر را از مادرم آموختم، حتي همان سال نيز برای اولین بار برنج آتشی درست کردم.

وي ادامه مي‌دهد: البته در سن 12 سالگی هم با يكي از دوستان و پسرخاله‌ام، قله کوه ورجین که بزرگترین قله لواسان تهران است را فتح کردم.

سبک زندگی جهانگردان و تامین هزینه‏‏ها

فکری جهانگردی را نوعي سبک زندگی مي‌داند و در این باره می‌گوید: همیشه اولین دغدغه برای علاقمندان به جهانگردی، فراهم کردن پول سفر است و غالباً نيز اين تفكر را دارند كه افراد جهانگرد، بسیار ثروتمند يا داراي خانواده‌اي متمول و داراي پشتوانه مالی بسیار خوب هستند اما این ویژگی شايد مختص گردشگران باشد نه جهانگردان.

وی با بيان اين كه والدينش كارمند و از قشر متوسط جامعه هستند، تاكيد می‌کند: مهمترین بخش جهانگردی یادگیری مهارت برای حداکثر استفاده و بهرمندی از زندگی و سفر با کمترین هزینه و امکانات است و اين مهم از طریق کشف قیمت‌های مناسب و تخفیفات و کاهش بسیاري از هزینه‌هاي سفر با مطالعه، تحقیق و مشورت با افراد آگاه، به دست مي‌آيد.

 فكري در این مورد به این که اولین سفر جهانگردی خود به كشور ترکیه اشاره می‏‏کند و می‌گوید: 17 سال پیش، تنها با 300 دلار و به صورت هیچ هايک يا به عبارتي رايگان‌سواري به ترکیه رفتم.

وی در مورد رايگان سواري يا هيچ‌ هايكينگ( hitchhiking )، تصريح مي‌كند: متاسفانه مرامی سفر کردن در کشور ما هنوز درست جا نیفتاده و حتی فرهنگ آن نیز در بین مردم خراب شده چرا که بیشتر با مفتی سواری کردن اشتباه گرفته می‌شود.

 به گفته وی، هر چند این نوع سواری‌کردن بدون پول انجام می‌شود اما جهانگرد باید با فعالیت‌هایی مانند صحبت کردن، اهدای کارت‏پستال و عکاسی از راننده و ارائه خدمات دو جانبه، راننده را از وجود خود بی‌نصیب نگذارد.

تاثیر تربیت دوران کودکی در موفقیت دوران جهانگردی

این جهانگرد کشورمان با بیان این که استقلال و نحوه تربیت دوران کودکی و جوانی در خودکفایی او برای جهانگردی موثر واقع شد، اظهار می‏کند: از 10 سالگی یاد گرفتم که چگونه با 40 عدد جوجه و یک کتاب، از پرورش طیور پول دربیاورم و این تجربه ارزشمند را مدیون تربیت خانوادگی خود هستم چرا که از همان دوران برای مستقل زندگی کردن تربیت شدم.

وی با تاکید بر این که پیشرفت در هر فعالیتی علاوه بر خاک خوردن، صبوری و تلاش را می‌طلبد، می‌گوید: تمسخر، سرکوفت و حتی آینده‌نگری‌های دیگران، مهمترین مشکلی است که انسان موفق با صبر و چشم‏‏‌پوشی، باید از آن‌ها ‌گذر کند.

وی در این مورد اضافه می‏‏‌کند: اغلب آشنایان و فامیل با پیشنهاد خرید خانه و ماشین و ازدواج مجدد و حتی پیشنهاد مشاغل خیلی خوب، مرا برای انصراف از جهانگرد شدن وسوسه‌ام کردند اما مقاومت کردم.

 فکری تاکید می‏‏‌کند: نسخه‌ای که من برای خودم پیچیده‌ام شاید برای هر فردی جوابگو نباشد لذا هر کسی باید راه زندگی‌اش را خودش پیدا کند.

وی سخت ترین دوران جهانگردی ‎‎ اش را همان سه سال ابتدایی کارش عنوان می کند و می‌گوید: در این سال‌ها نداشتن پول و راه نجاتی برای مواجه شدن با سرکوفت‌های دلسرد کننده اطرافیان، سخت‏ترین دوران جهانگردی من را رقم زد هر چند که اکنون بسیاری به نوع زندگی من غبطه می‌خورند و حتی برای مشاوره به سراغم می‌آیند.

 60 کیلومتری داعش خطرناک‌ترین سفر زندگی‌

این جهانگرد کشورمان با تاکید بر این که تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‏‏‌ساز، جرات می‌خواهد و آدم ها باید برای برخی از تصمیم‌های زندگی خود ریسک کند و پای تصمیمش بماند تا به موفقیت برسند، مواجه شدن با گروه تروریستی داعش، انسان‌های اولیه، حیات وحش برزیل و سونامی فیلیپین را از شگفت‏‏‌انگیزترین تجارب سفرهایش بیان می‏‏کند.

وی  می‌گوید: هر چند خاص‌ترین‌ تجارب در میان این همه سفر که حدود 250 سفر به 65 کشور دنیاست، قابل تفکیک نیست اما خاص‏‏ترین سفر ورزشی عمرم، اکتشاف غاری در کشور هندوستان با «لیلا اسفندیاری» بزرگترین زن کوهنورد عصر حاضر در سال 2010 میلادی بود، سفری که در آن با عنکبوت‌هایی به اندازه یک دست و مارهای سمی چند متری روبرو شدیم و انسان‌های اولیه‌ای که در اوج شکوفایی علم، به صورت کاملاً سنتی و اولیه زندگی می‌کردند.

 این جهانگرد ایرانی سفر به بيس کمپ اورست و جنگل‌‌های آمازون در فاصله زمانی حدود 15 روز را یکی از مهمترین تجارب خود می‌داند و می‌گوید: در این سفر، دمای زیر 25 درجه تا دمای بالای 50 درجه را تجربه کردم.

وی خاص‌ترین سفر امدادی‌اش را نیز مربوط به تجربه سونامی فیلیپین که با 12 هزار و 700 نفر کشته و  4چهار میلیون آواره همراه بود، ذکر می ‎‎ کند و ادامه می‌دهد: احتمال ابتلا به بیماری وبا و روبرو شدن با جنازه‌ها و همچنین محدودیت‌های این سفر، آن را برایم خاص کرد.

 فکری تصریح می‌کند: خطرناک‌ترین سفر عمرم نیز مربوط به سفر به کشور عراق و نزدیک شدن به فاصله 60 کیلومتری گروه تروریستی داعش به مدت دو هفته برای کمک به آورگان بود؛ آوارگانی که خانه و زندگیشان را به دست داعشی‌ها از دست داده بودند و من بدون هیچ نوع وسیله و مهارتی برای دفاع، جان بر کف دست برای کمکشان رفته بودم.

 او سفر برزیل و طبیعت‏‏گردی در آن شهر را هم بسیار خاص عنوان می‌کند و می‌گوید: سفری بسیار مفرح و خاص که با اسب‏‏سواری و پیاده‌روی در جنگل‌های آن تا روبرو شدن با تمساح ‎‎ ها و گرفتن خرس تنبل همراه بود و یکی از خاطره‌انگیزترین سفرهای طبیعت‏گردی‌ام محسوب می‌شود.

 زندگی در وطن چیز دیگری است

این جهانگرد کشورمان سفر را راهی برای افزایش صبر و انعطاف پذیری می‌داند و ادامه می‌دهد: سفر کردن، انسان خام را پخته می‌کند اما قبل از آن باید آموزش‌های قبل از سفر را یاد گرفت چرا که آدم‏‌شناسی و بقا در طبیعت و تکنیک‌های لازم برای سفر کردن، علاوه بر هنگام مسافرت برای تمام طول زندگی هم کاربرد دارند.

 وی در جواب به سوال خبرنگار ایسنا که «چرا با وجود موقعیت‌هایی که برای زندگی در کشورهای دیگر داشته است، هنوز زندگی در ایران را ترجیح می‏‏دهید؟» می‌گوید: حتی کسانی که کشور را هم ترک کرده‌اند نمی‌توانند از خاک وطن خود بگذرند چرا که وطن چیز دیگری است.

 فکری اضافه می‌کند: ماندن در کشور و استفاده از علم خود برای پیشرفت، توسعه و ساخت سرزمین خود، مهمترین دغدغه من برای زندگی در ایران است و معتقدم که هیچ کجای دنیا با بهترین امکانات و رفاه هم نمی‌تواند آرامش زندگی در وطن را به ایرانیان بدهد.

 وی در همین راستا می‌گوید: در کشورهای دیگر هم دلم برای پنیر، برنج و خورشت قیمه ایران تنگ می‌شود و  آرزو به دل برای صحبت کردن با یک ایرانی می شوم.

وی اضافه می‏‏کند: در يكي از سفرهايم به برزيل، بعد از سه ماه با یک زوج ایرانی روبرو شدم که فارسی حرف می‌زدند، آنقدر خوشحال شدم که فریاد زدم: «شما ایرانی هستید؟»

ایران سرزمینی ناشناخته برای بسیاری از مردم دنیا

 این جهانگرد برجسته تهرانی‏‏تبار در مورد تبلیغات سوء معاندان نظام علیه کشورمان می‌گوید: آدم‌های خارج از کشور سه دسته هستند، حدود یک درصد به ایران سفر کرده‌اند و ایران را می‌شناسند و بقیه آدم‌هایی هستند که ایران را نمی‌شناسند یا به ایران نیامده‌اند و تحت تاثیر تبلیغات نامناسب و دروغین قرار گرفته‌اند.

 وی ادامه می‌دهد: به دلیل این که ایران و عراق از نظر موقعیت جغرافیایی بسیار به هم نزدیک هستند و همچنین تشابه نوشتار و تلفظ نام انگلیسی این دو کشور، برخی عراق را همان ایران تصور می‏‏‌کنند در حالی که حتی ایران را روی نقشه هم نمی‌شناسند و از این رو این عامل باورپذیری بسیار از مردم دنیا نسبت به رویدادهایی مانند وجود تروریست در کشور ایران و مواردی مانند جنگ را امکان‏‏پذیر و حتی راحت کرده است.

فکری اظهار می‏‏‌کند: علی ‎‎ رغم قرار گرفتن در عصر ارتباطات، هنوز هم خیلی از مردم دنیا اخبار جهان را دنبال نمی‏‏کنند و برخی از کشورها حتی اخباری جز کشورهای اطراف خود را هم پخش نمی‌کنند.

او ضعف تبلیغات و اطلاع رسانی کشورمان در مورد ملیت، فرهنگ و حتی آیین‏‏‌های این سرزمین را عاملی برای تاثیرگذاری تبیلیغات سوء دشمنان نظام علیه جمهوری اسلامی ایران می‏‏‌داند.

فکری در پاسخ به سئوال خبرنگار ایسنا در رابطه با تاثیر برجام بر گردشگری کشورمان نیز عنوان می‌کند: هرچند جهانگردان هیچ وقت در مورد سیاست، نژاد و دین نظری نمی‌دهند اما چون مردم دنیا تحت تاثیر اخبار قرار می‌گیرند پس نمی‌توان برجام را بی‌تاثیر دانست هر چند که خیلی از مردم دنیا همانطور که گفته شد نه تنها اخبار بلکه حتی اخبار سیاسی را هم نمی‌بینند.

 وی با بیان این که ترفندهای مختلفی برای دور زدن مصائب سیاسی حوزه گردشگری کشورمان وجود دارد، تصریح می‌کند: ایران دیگر مهری در پاسپورت گردشگران نمی‌زند و برگه‌ای جداگانه به آن‌ها می‌دهد، از این رو هیچ گردشگری نباید نگران محدودیت‌های سیاسی و ظالمانه دولتمردان آمریکایی باشد.

 فکری با بیان این که همیشه راهکاری برای مقابله و حتی دور زدن سیاست‌های نادرست وجود دارد، می‌گوید: ثبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و موارد دیگر با تعداد گردشگران نسبت مستقیم دارد پس نمی‌توان آن‌ها را بی‌تاثیر دانست لذا همیشه راهکار مقابله با این موارد وجود دارد.

دنیا را متفاوت دیده‌ام

این جهانگرد کشورمان به اولین سفر خود به یزد اشاره می‌‏کند و می‌گوید: از وقتی در خاطرم هست، حداقل سالی یک بار به یزد آمده‌ام چون یزد را دوست دارم.

به گفته وی، فرهنگ اصیل و مهمان نوازی یزدی‏‌ها از نگاه هر ایرانی بی‌نظیر و جذاب است و از نگاه یک جهانگرد پتانسیل‌های مختلف و منحصر به فرد گردشگری یزد، این شهر را بسیار متفاوت کرده است.

فکری ثبت جهانی یزد را ظرفیت بسیار بالایی برای گردشگری این استان می‌داند و می‌گوید: یزد ظرفیت‌های بالایی در زمینه جذب گردشگر دارد و مهمترین آن کویر بسیار خاص و گردشگر‏پسند آن است.

به اعتقاد وی، برگزاری فستیوال‌ها و مسابقات، سافاری، موتور سواری، ماراتن در کویر و انواع برنامه‏‏های مختلف مشابه اینها می‌توانند به جذب گردشگر در یزد منجر شوند.

 وی اضافه می‌کند: معماری خاص و متفاوت یزد می‌تواند به جذب دانشجویان و دانشکده‌های معماری سراسر جهان به این دیار کهن منجر شود.

این گردشگر ایرانی از موفقیت‌هاي عمده خود به مدرس بین‏‏المللی کنوانسیون راهنمایان گردشگری، امداد و نجات و سمینارها و کارگاه‌های مختلف اشاره مي‌كند و در پایان می‌گوید: دنیا را از 60 کیلومتری داعش گرفته تا سونامی فیلیپین، متفاوت دیده‌ و با کمک به محرومان و حادثه‏‌دیدگان کشورهای مختلف تجربه کرده‏‏‌ام.


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: